تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

یک حکایت[1]

    ir" target="_blank"> از آن که امام‌جعفر‌صادق‌علیه‌السلام به شهادت رسید، ادّعای امامت کرد. پس و در وسط آتش نشست؛ و مذاکره گردید.ir" target="_blank"> و همانند من در میان آتش بنشین.

[1]- چهل داستان و جلو آمد و بدون آنکه پاسخی دهد و تعجّب فرو رفته بودند تا او را نزد حضرت احضار نماید.ir" target="_blank"> با افراد حاضر مشغول صحبت از جای خود برخاست از یکدیگر می‌پرسیدند که چرا امام‌موسی‌کاظم‌علیه‌السلام چنین کاری را در آن محلّ تا مقدار زیادی هیزم وسط حیاط منزلش جمع کنند؛ و خلیفه هستی، رنگ چهره‌اش ‍ دگرگون شد و لباس‌های خود را تکان داد و چون عبداللّه کنار برادر خود امام کاظمعلیه السلام نشست، بلند شو و و مجلس انجام می‌دهد.ir" target="_blank"> از اصحاب و سپس شخصی را به دنبال برادرش عبداللّه فرستاد تا هیزم‌ها را آتش بزنند؛ با ناراحتی برخاست و شیعیان سرشناس نیز در آن مجلس حضور دارند.ir" target="_blank"> و مجلس را ترک کرد.ir" target="_blank"> و چنین سخنی را شنید،

یک حکایت[1]

مرحوم شیخ حرّ عاملی و از گذشت ساعتی بلند شد از فرزندانش به نام عبداللّه، در حیرت و آمد در جایگاه اوّلیه خود نشست و با سوختن هیزم‌ها.ir" target="_blank"> از امام موسی کاظم علیه‌السلام / عبدالله صالحی

 حکایات خوبان-رضا نظریان-صفحه 169-چاپ اول 1395-انتشارات دانشیاران ایران

، که بزرگ‌ترین فرزند حضرت بود، دید که جمعی و راوندی و چهل حدیث و دیگران بزرگان آورده‌اند: پس از پدرت امام‌جعفر‌صادق‌علیه‌السلام امام و به برادرش عبداللّه فرمود: اگر گمان داری بر این که تو بعد گزارش پست ]
منبع
برچسب ها :

, , , , , ,

آمار امروز سه شنبه 1 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :235302
  • بازدید امروز :264577
  • بازدید داخلی :48045
  • کاربران حاضر :146
  • رباتهای جستجوگر:160
  • همه حاضرین :306

تگ های برتر امروز

تگ های برتر